تاریخچه
شروع استفاده از زیردریایی‌های نظامی به قبل از جنگ جهانی اول یعنی سال 1890 بازمی‌گردد. اولین مقر اژدر در سال 1885 بر روی یک زیردریایی نصب شد و سه سال بعد اولین شناور توسط یک اژدر مورد اثابت قرارگرفت و غرق‌شد. در آن زمان تنها را مبارزه با زیردریایی‌های دشمن استفاده از مسلسل‌ها جهت هدف قراردادن زیردریایی‌های به سطح آمده‌ی‌ دشمن بود. در آغاز جنگ‌ جهانی اول حدود 300 زیردریایی مشغول به خدمت بودند و حدود 80 فروند دیگر در دست ساخت بودند.
جنگ جهانی اول
طی دوره‌ی جنگ جهانی اول، اولین اقدامات مهم جهت مبارزه با زیردریایی‌ها شروع شد. در آن زمان انگلیسی‌ها از مبارزه با زیردریایی‌های آلمانی ناامید شده‌بودند. بمب‌های عادی که علیه زیردریایی‌ها بکارگرفته‌می‌شدند کارایی چندانی نداشتند، بنابراین توجه‌ها به سمت نوع جدیدی از بمب‌ها یعنی Depth Charge جلب شد. در طول استفاده از این نوع بمب مشخص شد که در صورتی که بمب در بالا یا زیر زیردریایی منفجر شود کارایی بهتری خواهدداشت. اما این تنها تکنیک نبود، استفاده از مین‌های دریایی، مسلس‌ها و یا کشف ارتباطات رادیویی از دیگر تکنیک‌ها بود. در آن زمان از بالن‌های هوایی جهت رهاسازی بمب‌ها استفاده می‌شد و هواپیماها به عنوان هواپیمای شناسایی عمل می‌کردند. بدین ترتیب در سال 1918 خساراتی که زیردریایی‌ها متحمل می‌شدند تا حد زیادی افزایش یافت چراکه در طول جنگ 178 زیردریایی غرق شده‌بودند.
بیشترین ضربه‌ی وارده به زیردریایی‌ها از ناحیه‌ی مین‌های دریایی و پس از آن بمب‌های Depth charge بود. البته قبل از پایان جنگ انگلیسی‌ها دست به اقدامات دیگری نیز زدند که یکی از آنها استفاده از میکروفون‌های آبی بود که با تشخیص صدا محل احتمالی زیردریایی دشمن مشخص می‌شد.
فاصله ی دو جنگ جهانی
در فاصله‌ی بین دو جنگ جهانی تکنولوژی‌های جدیدی برای شناسایی زیردریایی‌ها توسط بریتانیایی‌ها بوجود آمده‌بود که مهمترین آنها سونار و رادار بودند. در این زمان آلمان تقریبا از زیردریایی‌ها دست‌کشیده‌بود، اما حوالی سال 1930 پروژه‌ای محرمانه جهت توسعه‌ی زیردریایی‌های خود شروع کرد. در طول این دوره فرانسه و بریتانیا اقدام به ساخت انواع مختلفی از زیردریایی‌ها کردند.
جنگ جهانی دوم
اقیانوس اطلس، دریایی مدیترانه
با شروع جنگ جهانی دوم استفاده از زیردریایی‌ها توسط آلمان گسترش پیدا کرد و روش‌ها و تسلیحات ضد زیردریایی نیز توسعه یافتند. کارایی بمب‌های Depth Charge نیاز به پرسنل کارآمد و باتجربه و هماهنگی میان آنان داشت، خدمه رهاسازی و خدمه‌ی هدایت می‌بایست بر اساس اطلاعات خدمه بخش سونار عمل می‌کردند. با کشیده شدن جنگ به اقیانوس اطلس جهت افزایش کارایی روش‌های جنگ ضدزیردریایی، بریتانیا به همراه برخی کشورهای دیگر اقدام به تشکیل گروه‌های شناور ضدزیردریایی کردند.
در این زمان بمب‌های Depth قابل‌پرتاب از هواپیماها نیز مورد استفاده قرارگرفتند چراکه هواپیماها در نابودکردن زیردریایی‌ها تا حد زیادی موفق بودند.
Depth Charge

انفجار یک Depth Charge

تکنولوژی جدید دیگری که در مبارزه با زیردریایی‌ها در سال 1942 مورد استفاده قرارگرفت، خمپاره‌ی ضدزیردریایی بود که وابستگی آن به اطلاعات سیستم سونار کمتر بود. این خمپاره‌ها در واقع بمب‌های Depth کوچک بودند که به سمت مکان احتمالی زیردریایی شلیک می‌شدند. این خمپاره‌ها دارای دو گونه بودند، گونه‌ی اول مانند بمب‌های Depth عمل می‌کرد و در عمق خاصی منفجر می‌شد و گونه‌ی دیگر از یک فیوز اتصال برخوردار بود یعنی زمانی که به زیردریایی برخورد می‌کرد منفجر می‌شد. اولین سری از این خمپاره‌ها Hedgehog نام‌گرفتند. در اقدامات بعدی اصلاحاتی بر روی این نوع تسلیحات صورت گرفت تا بتوان آن را از طریق هوپیماها پرتاب کرد این شیوه به زودی کارایی و اهمیت خود را آشکار ساختند. همچنین گونه‌ای جدید از تسلیحات یعنی FIDO در سال 1943 بوجود آمد که یکی از اصلی‌ترین تسلیحات جهت نابودی زیردریایی‌های آلمانی بود.
اقیانوس آرام
در سوی دیگر دنیا یعنی اقیانوس آرام نیز زیردریایی‌ها مورد استفاده قرار‌می‌گرفتند که متعاقبا جنگ‌های ضدزیردریایی زیادی انجام می‌شد. کشورهای ژاپن، آمریکا، انگلیس و استرالیا از جمله استفاده‌کنندگان تسلیحات ضدزیردریایی بودند. نیروی دریایی ژاپن نسبت به استفاده‌ی از زیردریایی‌ها علاقه‌ نشان‌داد چراکه زیردریایی‌ها وسیله‌ی مناسبی جهت مقابله با رزم‌ناوها و یا ناوهای هواپیمابر آمریکایی بودند. به همین علت نیروی دریایی ایالات متحده و سایر دول متحد برای مقابله با این زیردریایی‌ها و حفاظت از ناوگان خود دست به اقداماتی جهت مقابله با زیردریایی‌های ژاپنی زدند.
در ابتدا زیردریایی‌های ژاپنی قدرت مانور پایینی داشتند و در عمق کم حرکت می‌کردند در ضمن مجهز به سیستم‌های راداری نبودند. اما بعدها این زیردریایی‌ها جهت کاوش سطحی مجهز به سیستم‌های راداری شدند. اما آمریکایی‌ها این زیردریایی‌ها را راحتتر رهگیری می‌کردند، چراکه با تحلیل امواج راداری منتشر شده مکان این زیردریایی‌ها مشخص می‌شد. به عنوان مثال زیردریایی USS_Batfish ظرف سه روز 4 فروند زیردریایی ژاپنی مجهز به سیستم راداری را غرق کرد. در سال 1944 نیروی دریایی ایالات متحده از اژدر‌های FIDO استفاده‌کرد.
در مقابل ژاپنی‌ها از تکنولوژی سطح پایین‌تری در مقابله با زیردریایی‌های دشمن استفاده می‌کردند که پیشرفته‌ترین آن تسلیحات Depth بودند که توسط واحدهای سطحی استفاده می‌شدند. ژاپنی‌ها در مقابله با زیردریایی‌های ایلات متحده موفقیت چندانی کسب نمی‌کردند چرا که زیردریایی‌های آمریکایی قادر بودند در عمق بیشتری حرکت کنند، ژاپنی‌ها برای مقابله با این زیردریایی‌ها بمب‌ها را به گونه‌ای تنظیم می‌کردند تا در عمق بیشتری منفجر شوند اما باز هم موفقیت چندانی کسب نمی‌کردند. در پایان جنگ مشخص شد که زیردریایی‌های آمریکایی بیشترین خسارت را به شناورهای ژاپنی وارد کرده‌اند.
جنگ سرد
دوران جنگ سرد همراه با پیشرفت سریع زیردریایی‌ها و تسلیحات ضدزیردریایی بود، ایالات متحده و شوروی هر کدام دست به ساخت زیردریایی‌های جدیدتر و پیشرفته‌تر می‌زدند و در عین حال تسلیحات و روش‌های جنگ ضد زیردریایی را نیز گسترش می‌دادند. از جمله وسیله‌های ضدزیردریایی که توسط دو کشور بکارگرفته‌شد بالگرد بود.
زیردریایی‌های تهاجمی SSK و SSN که دارای عمق حرکت بیشتر، برد عملیاتی طولانی‌تر و سرعت بیشتری بودند گسترش یافتند و اژدرهای مدرن و جدیدی در این زیردریایی‌ها استفاده‌شد که این با پیشرفت سیستم‌های سونار، ساخت زیردریایی‌های با قدرت شلیک موشک بالستیک SSBN و گسترش قابلیت جنگ با واحدهای سطحی ASuW زیردریایی‌های تهاجمی همراه بود. زیردریایی‌های SSBN و SSGN (زیردریایی‌های شلیک کننده‌ی موشک کروز) مجهز به سیستم‌های سوناری پیشرفته و موشک‌های دوربرد دقیق شدند و تکنولوژی‌های جدید جهت کاهش صدای این زیردریایی‌ها بکارگرفته‌شد. جهت مقابله با خطر رو به فزونی زیردریایی‌ها نیاز به تسلیحات ضدزیردریایی مدرن و جدید گسترش یافت. در این زمان تسلیحاتی مانند اژدرهای پیشرفته و راکت‌ها و موشک‌های دوربرد ضدزیردریایی جدید وارد عرصه شدند. همچنین شناورها، زیردریایی‌ها و واحدهای گشت هوایی به تجهیزات جدیدی مانند MAD و سیستم‌های سونار جدید جهت شناسایی زیردریایی‌ها مجهز شدند.